تبليغاتX
صدای پای آب

 چقدر به این شعر نزدیکم...

این روزها سخاوت باد صبا کم است

یعنی ، خبر ز سوی تو _این روزها_کم است

اینجا_کنار پنجره_تنها نشسته ام

در کوچه ای که عابر درد آشنا کم است

من دفتری پر از غزلم ناب ناب ناب

چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است

باز آ!ببین که بی تو در این شهر پر ملال

احساس،عشق،عاطفه، یا نیست یا کم است

اقرار می کنم که در این جا_بدون تو_

حتی برای آه کشیدن ، هوا کم است

دل در جواب زمزمه های "بمانِ"من

می گفت"می روم" که در این سینه جا کم است

غیر از خدا ، که را بپرستم ؟ تو را تو را

حس می کنم برای دلم یک خدا کم است ...

 

+ شلیک شده توسط JesiJames در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 16:9 |