در هفت آسمان چو ندارم ستاره ای
ای دل کجا روم که بود راه چاره ای
حالی نماند تا بزنم فالی ای رفیق
خیری کجاست تا بکنم استخاره ای
هر پاره ی دلم لب زخمی ست خون فشان
جز خون چه می رود ز دل پاره پاره ای
از موج خیز حادثه ها مأمنی نماند
کشتی کجا برم به امید کناره ای
گر نیست تاب سوختنت گرد ما مگرد
کآتش زند به خرمن هستی شراره ای
در بحر ما هراینه جز بیم غرق نیست
آن به کزین میانه بگیری کناره ای
ای ابرغم ببار و دل از گریه باز کن
ماییم و سرگذشت شب بی ستاره ای
+ شلیک شده توسط JesiJames در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت
19:2 |

